سال 1391
سلام سنبل مامان خوبی قشنگم؟
سال نو مبارک باشه خانومی....بلاخره سال جدید هم به خیر و خوشی شروع شد
....امسال سال تحویل ساعت 8:44 بود ....خیلی حس خوبی بود من و بابایی و شما گل خانوم نشستیم سر سفره هفت سین و 3 تایی با هم سال نو رو شروع کردیم
...قشنگم امسال تو بهترین هدیه ما بودی ....
اینم عکس سفره هفت سینی که مامانی چیند

بعد از سال تحویل اول رفتیم خونه مامان عطی جون ...خاله جون هم بود کلی هدیه برات خریده بودن....خلاصه کلی عیدی گرفتی قند عسلم
....از اونجا هم رفتیم خونه مامان جون بابایی ...به همین ترتیب کلی دید و بازدید و عید دیدنی
....من که خیلی دوست دارم عید دیدنی رو فکر کنم شما هم دوست داری عزیزم چون حسابی تکون می خوردی....ای الهی قربون وول خوردنات
راستی روز 1 فروردین هم تولد مامان بود
....امسال بهترین تولد رو داشتم چون شما هم با من بودی عزیزم ....
روز 4 عید با مامان بزرگ جون اینا همه رفتیم تهران چون بلاخره تصمیم گرفتیم بریم چابهار ....خیلی استرس داشتم ولی امیدم به خدا بود که اتفاقی نیافته ... اونجا خیلی خوش گذ شت ....شما که خیلی دخمل خوبی بودی اصلا اذیتم نکردی همه می گفتن دخمل صبوری داری
...اگه سرما نمی خوردم که همه چی خوب بود ...ولی ایشالا که اذیت نشدی مامان جون......
راستی 13بدر هم خیلی خوش گذ شت ....کلی هوای تازه تنفس کردیم ....خلاصه عید خیلی خوبی بود ....
الان وارده 6 ماه شدم خیلی زود گذ شت فقط 3 ماه دیگه مونده که بیای تو بغلم گلم ...باید اتاقتو کم کم اماده کنیم خیلی ذوق دارم واسه این کار.... از این به بعد باید خیلی مواظب خودم باشم یعتی مواظب شما باشم تا خیلی خوب رشد داشته باشی گلم
.....
.gif)
از خدا می خوام تا اخر سال سلامتی و شادی داشته باشیم و سالی پر از برکت برامون باشه و از همه مهمتر شما نازنین صحیح و سالم بدنیا بیای ....


سال 1391
