آوا جونم  آوا جونم ، تا این لحظه: 14 سال و 3 ماه و 22 روز سن داره

نی نی ناز من

هفته هجدهم و کلی خبر

1390/11/19 17:22
نویسنده : سمانه
357 بازدید
اشتراک گذاری

یه روز سرد و برفی

روز دوشنبه 90.11.17 توی یه عصر برفی و سرد رفتم سونوگرافی...

از اونجا شروع کنم که روز قبلش رفتم دکتر چشمت روز بد نبینه مامان جون از ساعت 4:30 نشستم تا 9 نوبتم شد....خیلی خسته کننده بود ولی به امید گوش کردن به صدای قلب کوچولوت زمان زود گذشت....طفلی مامان بزرگ جون هم با ما بود ....خلاصه بلاخره نوبت ما شد و خانوم ماما اول فشارمو گرفت بعد وزنم کرد اخرم خوابیدم که صدای قلبتو بشنویم....حالا خانوم ماما هرچی می گشت مگه پیدا می شدی....هی شیطونی می کردی و از اینور به اونور می رفتی....ای جانم از همین الان شیطونی ... دیگه داشتم نا امید می شدم که خانوم ماما یه طرف شکممو نگه داشت با دست تا تونست شما رو طرف دیگه دستگیر کنه....الهی فدای اون تالاب تولوب کردن قلبت....خیلی دوست دارم این لحظه طولانی تر باشه...به نظرم این قشنگترین و دلنشین ترین صداست..... مامان بزرگ که گفت این صدای قلب یه پسره که اینقدر تند تند می زنه چون تا اون روز حس می کرد که دختر باشی  مامان جون....بعد از ماما رفتیم پیش دکتر... ازمایشات که خدارو شکر همه چی نرمال بود واسم سونو نوشت که قرار شد فرداش انجام بدم....

خونه که رسیدم از خستگی داشتم می مردم...از صبح کارا خونه تکونی انجام می دادم بعدشم دکتر طولانی...شام خوردم خوابیدم

فردا صبح برف می اومد و خیلی هم سرد بود این شد که مامان بزرگ رفت نوبت سونو گرفت....عصر رفتم سونو وای دل تو دلم نبود چون امروز اول از همه سلامتی شما مشخص میشد بعدشم جنسیت....اول از همه سلامتیت واسم مهم بود خیلی هم مهم ...

رفتم داخل این بار خیلی مشخص نمی شدی فقط چند بار تکونای دستای کوچولوتو دیدم...ایییییییییی فدات بشم عزیزم.....همه چیز نرمال بود خداروشکر هزار بار شکر....

از اقاهه پرسیدم بچه ام جنسیتش چیه؟گفت.......دختر

وایییییییی از خوشحالی داشتم بال در می آوردم.....همیشه دختر دوست داشتم ولی بازم می گفتم سالم باشه....حالا هم سالمه هم یه دختر مامان.....فداش بشم مامانی

 

خبر دخمل بودنتو با یه شاخه گل رز صورتی و یه کیک به بابایی دادم.....

این بود که امروز شد خاطره ای

niniweblog.com

 

 توی یه روز سرد و برفی تو شدی گرمای زندگیمونniniweblog.com

.......

ایشالا که صحیح و سالم باشی ملوسکم ....بگم که از الان عاشقتم و بی صبرم که زودتر ببینمت....بوسسسسسسسسسسسسسسniniweblog.com

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (18)

masome
19 بهمن 90 17:54
سلام عزیزم این لحظات واسه همه مامانا خیلی شیرینه.دخملتون ممممممممبارک


اره واقعا خیلی شیرینه....مرسی از تبریک
مامان سهند و سپهر
19 بهمن 90 21:09
اي جووووونم مبارك باشهههههههه ماماني دختر گلت داره مياد ايشالا بسلامتي. عروس خودمه.ولي بايد يه دونه ديگه هم زود واسه اون يكي پسملم بياري تا دعواشون نشده!!!! بوس


باشه عزیزم سفارش می کنم خدا یه فرشته ناز دیگشو واسم بفرسته....دومادمو بهش برسیا ...تپل مپلش کنیا....بوسسسسسس(واسه دومادم بود)
نسیم و گل پسرا
20 بهمن 90 9:05
الهیییییییییییی..... مبارک باشه مامانی بااحساس و مهربووووون..


مرسی عزیزم....ولی مهربونی و فداکاری رو باید از شما یاد بگیرم
الهه
20 بهمن 90 15:07
سلام گلی.
دخملت مبارکه. دیگه حالا کسی مامان دخملا رو تحویل نمیگیره. حالا فقط دخملا ا ا ا ا ا ا اااا


بلههههههههههههه بزن دست قشتگ به افتخار دخملای مامانیمون
اعظم
20 بهمن 90 15:11
سلام مامان جونی
دخمل گلت مبارکه . یه دخمل گل و مهربون مثل مامان جونیش
هورا


مرسی اعظم جون....دخملکم یه عالم خاله مهربون داره
رادین
21 بهمن 90 13:29
وااااای مرسی یاد اون دوران افتادم میدونم خیلی شیرینه پس حسابی لذت ببر
غزال
23 بهمن 90 10:41
مبارکه عزیزم.... مواظب دخمل گلت باش.....



مرسی غزل جون....جنسیت نی نی شما چیه؟....ایشالا که صحیح و سالم باشه...
.::مادرخانومی::.
23 بهمن 90 18:50
سلام عزیزم
خوبی؟
دخمل گلت خوبه؟ شیطونی میکنه؟!

خوش به حالت که داری این حس خوب رو تجربه میکنی
خوش به حالت که لیاقت اینو داشتی که بهشت زیر پاهات پهن بشه
اگه دوس داشتی به وبلاگ .::دردونه::.ی من سر بزن
این وبلاگ رو برای یکی از فرشته های خدا مینویسم که هنوز لیاقت دیدنش رو پیدا نکردم


ایشالا به همبن زودی هر وقت خدا صلاح بدونه یه فرشته کوچولو می یاد تو دلتون....ممنون که به ما سرزدی....
ناهید مامان اروین
24 بهمن 90 23:41
سلام
وای دخترررررررررررر
پس یکی به کاندید عروس هام داره اضافه میشه
قدمش مبارک باشه واستون سمانه جان


مرسی ناهید جون....اره دخملم از الان کلی خواستگار پیدا کرده....واییی مادر شدن خیلی حس عجیبیه....
ناهید مامان اروین
24 بهمن 90 23:42
قدر این لحظه های قشنگتو بدون و تیک تیک صدای قلب کوچولوت لذت ببر
مامان سهند وسپهر
25 بهمن 90 11:25
سمانه جونيييي خوبي؟ نيني جوني چطوره ؟
الهي قربونش برم. يالا رو كن ببينم چه اسمايي انتخاب كردي واسه خانوم كوچولوووووو


اره عزیزم هم من هم دخملم خوبیم....واییییی خیلی کار سختیه اسم انتخاب کردن....منتظر نظرات شما هم هستیما ...گل پسرا چطورن؟واقعا دلم براتون تنگ شده
اعظم
30 بهمن 90 13:29
سلام عزيزم ماماني ودخمل گل چطورن خيلي مراقب خودت باش عزيزم بوس براي مامان و دخمل گل
مامان اميررضا كوچولو
1 اسفند 90 10:56
سلام عزيزم خيلي اتفاقي وبتو ديدم مباركه گل دخملي الهي كه صحيح و سالم به اين دنيا قدم بزاره خوشحال ميشم به ما سر بزني ميبوسمت گلممممممممم
الهه
8 اسفند 90 9:20
ماماني زودتر آپ كن ديگه
فرزانه و فرشته
12 اسفند 90 11:39
سلام .... به وبمون سر بزنین با مطالب جدید آپ هستیم
ناهید مامان اروین
12 اسفند 90 14:16
کجایی پس ....منتظریم....زودی اپ کن دیگه
الهه
13 اسفند 90 8:49
كجايي سمانه جون؟؟؟؟
نگرانت شدم

اینجام مامان جون....تنبلی می کنم نمیام!!!!

سعيده
13 اسفند 90 12:05
سمانه خانم به اين دير ديري آپديت ميكني پس ني ني دنيا بياد چيكا ميكن؟ احتمالا هر شش ماه يه بار مياي نه؟ نكنه خوابالويي؟؟؟

خوب فهمیدی مادر جان....نمی دونم روزا خیلی زود زود میگذره....