آوا جونم  آوا جونم ، تا این لحظه: 14 سال و 3 ماه و 25 روز سن داره

نی نی ناز من

آوا کوچولوی مامان 2 ماهه شد

1391/6/6 12:02
نویسنده : سمانه
781 بازدید
اشتراک گذاری

آوای مامان روز به روز داره بزرگتر میشه و هروز شیرینتر و بامزه تر ....هروز صبح که چشم باز می کنم و خنده های نازشو میبینم دلم از شادی پر میشه و خدا رو به خاطره دادن این فرشته کوچولو شکر می کنم...

خیلی دختر شیرینی هستی و خیلی هم شیطون....همش دوست داری با شما حرف بزنیم و یا شما رو بغل کنیم....ولی من سعی می کنم کمتر بغلت کنم ولی بابایت همیشه نجاتت میده از رو زمین موندن....تازگی ها از خودت صدا در مییاری و کلی هم میخندی....از شلوغی اصلا خوشت نمی یاد....

عاشق شیر خوردناتم....وقتی داری شیر میخوری و میخندی سینه از دهنت می افته و شما سریع از ترس اینکه تموم نشه اونو با دست فشار میدی تو دهنت...نصف شبا که با بی حالی و چشمای خوابالو دنبال شیر هستی واقعا خوردنی میشی....مامانی من شرمنده شما هستم که شیرم اونقدر نیست که سیرت کنه و مجبور شدیم از شیر خشک استفاده کنیم هرچند که شیر خشک و اصلا با میل نمی خوری و شیشه رو با زبونت میندازی بیرون ولی چاره ای نیست و زمانی که خوابالو هستی بهت میدیم که هم رشد کنی و هم سیر بشی و بهتر بخوابی...

عاشق ابراز احساساتتم وقتی منو میبینی و یه جوری می خوای خودتو به من برسونی واینقدر خودتو لوس می کنی و گریه الکی میکنی  تا بغلت کنم

عاشق رنگ چشماتم که خیلی نزدیک به رنگ سبز و طوسیه.....

عاشق دست و پاهاتم که یه سره تکون می خوره و یه لحظه اروم نمیشه...به قول باباییت مثل برف پاکن حرکت می کنه ....موقع خواب برای  اینکه با دستات خودتو از خواب نندازی مجبورم ببندمت که تکون نخوری

عاشق ابراز احساساتت واسه اسباب بازی هاتم که از چندتاشون خوشت می یاد و واسشون حرف می زنی و می خندی....

عاشق خنده هاتم وقتی صبح زود پا میشی و اونقدر سرو صدا می کنی تا یکی بیاد پیشت وقتی هم من یا بابایی رو بالاسر تختت میبینی کلی حرف میزنی و صدا در مییاری

خیلی دوست دارم آوای مامان ....همیشه صحیح و سالم باشی دخترکم

شنبه 4 تیر بردیمت دکتر واسه چک کردن سلامتیت....قوربونت بشم که خوش اخلاق بودی و واسه آقای دکتر می خندیدی...دکتر هم می گفت چه دختر خوش رو و آرومی دارین...تو دلم گفتم خبر ندارین وقتی جیغ بنفش می کشه !!!....خدا رو شکر وزن گرفته بودی و شدی 5کیلو 100 گرم....

قدتم 58 شده بود....

امروز 6 شهریور واکسن داشتی....کلی هم گریه کردی.... خیلی دلم برات سوخت...امیدوارم زیاد تب نکنی عزیزم....

دوست دارم آوای زندگی ما

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (10)

سعیده
6 شهریور 91 13:05
آی قربون دخمل خوشگلمون بشم . چقده بزرگ شدی خانوم خوشگله . بیصبرانه دلم میخواد ببینمت. دو ماهگیت مبارک کوچولوی مامانی.امیدوارم سر واکسن خیلی اذیت نشی و مامان جون و بابا جونت رو هم اذیت نکنی! فقط شب تا صب نذار مامانیت بخوابه تا مراقب تبت باشه آفرین! بوس برای تو.
اعظم
7 شهریور 91 0:23
ای جانم دوماهگیت مبارکه عزیزم چقدر ناز شده این خانم خوشگله
الهه
7 شهریور 91 1:23
سلام دخمل ملوس. مامان سمانه جون دوماهگی دخترت مبارک. چقد ناز نازی شده
نرگس
9 شهریور 91 19:06
سلام سمانه جونم انشاالله که خدا حفظش کنه.
نسیم و گل پسرا
16 شهریور 91 9:03
دوماهگی آوا جون مبارک
سلام
20 شهریور 91 10:48
چقدر حس مادرانه قشنگي يه جورايي ادم حسوديش ميشه خب ... ايشالا هميشه باهم شايد باشيد
آتـــریـســـا جــون
26 شهریور 91 1:02
´´´´´´´´¶¶¶¶´´´´´´´´´´´´´´´´´´ ´´´´´´¶¶´´´´¶¶¶¶¶´´¶¶¶¶´¶¶¶¶´´ ´´´´´´¶´´´´´´´´´´¶¶¶¶´¶¶´´´´¶´ ´´´´´´¶´´´´´´´´´´¶´¶¶¶¶¶¶´´´¶´ ´´´´´¶´´´´´´´´´´¶¶¶¶¶´´´¶¶¶¶¶´ ´´´´¶´´´´´´´´´´´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶´ ´´´¶´´´´´´´´´´´´´´´´´´´¶¶¶¶¶´´ ´¶¶¶´´´´´¶´´´´´´´´´´´´´´´´´¶´´ ´´´¶´´´´¶¶´´´´´´´´´´´´´´´´´¶´´ ´´´¶¶´´´´´´´´´´´´´´´´¶¶´´´´¶´´ ´´¶¶¶´´´´´´´´´¶¶¶´´´´¶¶´´´¶¶´´ ´´´´´¶¶´´´´´´´´´´´´´´´´´´¶¶¶´´ ´´´´´´´¶¶¶´´´´´´´´´´´´´¶¶¶´´´´ ´´´¶¶¶¶¶´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶´´´´´´ ´´´¶´´´´¶¶¶¶¶´´´´¶¶¶¶´´´¶´´´´´ ´´´¶´´´´¶¶¶´¶¶¶¶¶¶¶¶´´´¶¶¶´´´´ ´´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶´´¶¶¶¶¶´´´¶¶´´ ´´¶´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶´´´´´´´¶´´ ´¶´´´´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶´´´´´´´´¶´´ ´´¶´´´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶´´´´´´´´¶´´ ´´¶¶´´´´´´´¶¶´´´´¶¶´´´´´´¶¶´´´
اعظم
29 شهریور 91 13:05
سلام مامان جوني كجايي دلمون تنگ شده
رادین
4 مهر 91 4:20
عززززززززیزززززززم چقدر تو ملوسی 3 ماهگیت مبارک دخملم
افشید
4 مهر 91 9:40
سلام سمانه جون این دخملی ماشاله خیلی ناز نازی شده و خواستنی. دلم برات تنگ شده